تبليغاتX

 ستاره شب

باطل شد!!!

سلام دوستان

این وبلاگ دیگه باطل شد

دیگه میخوام ستاره رو فراموش کنم.یعنی دیگه ستاره رو فراموش کردم

دیگه دلم براش تنگ نمیشه.............(یعنی واقعا تنگ نمیشه...!!!؟؟؟)

این آخرین پستمه که توی این وب میزارم

یک وب جدید درست کردم و از این به بعد توی اون وب پست میزارم

وب جدیدم دیگه از غم و غصه نیست

دوستای گلم بیاین توی وب جدیدم و لینکم کنین

اینم آدرس وب جدیدم

http://0mr-bat0.blogfa.com


 

نوشته شده توسط ستاره شب در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388 ساعت 10:57 موضوع | لینک ثابت


کدوم موج پریشونی...


 

نوشته شده توسط ستاره شب در شنبه بیست و پنجم مهر 1388 ساعت 15:31 موضوع | لینک ثابت


میخوام عاشق بشم اما...


 

نوشته شده توسط ستاره شب در دوشنبه بیستم مهر 1388 ساعت 14:8 موضوع | لینک ثابت


بغض


 

نوشته شده توسط ستاره شب در دوشنبه بیستم مهر 1388 ساعت 14:4 موضوع | لینک ثابت


هوای گریه

هوای گریه

دلم هوای گریه داره ولی اشکم نمیاد

زخمیه دلم ولی یه زره دردم نمیاد

هیشکی با منو دل دیوونه کاری نداره

من دارم میمیرم و کسی سراغم نمیاد

درد من اینه که اون حرفامو باور نداره

هرچی میگم عاشقم باز غرورش کم نمیاد

چشامو میخوام ببندم روی عشق آدما

از همه دل بکنم حالا که عشقم نمیاد

دل من یه کاسه خونه غمی داره به خدا

پیش این قلب شکستم چیزی جز غم نمیاد

اگه رسم دنیا اینه باشه حرفی ندارم

اما به دلم بگیم چرا کنارم نمیاد؟

یه چیزی بین همه عاشقا هست بهم بگین

اسم اون چیه آخه به خدا یادم نمیاد

اما شادیم مجازات دل من این بوده

که باید تنها بمونم کسی پیشم نمیاد

خستگی وجودمو گرفته و خوب میدونم

آخر قصه واسه دلم یه مرحم نمیاد

شدم اینجا تــــو قفس تـــو بغض و گریه زندونی

خیلی وقته یه ملاقاتی واسه دل اسیرم نمیاد

اون که واسه دیدنش لحظه شماری میکنم

عمریه واسه دیدن من یه بار هم نمیاد

هر چی میخونم و دل رو میزنم به عاشقی

انگاری دروغ و نیرنگ به نگاهم نمیاد

به خدا سخته من از ته دلم اونو بخوام

ولی اون میگه که عشقش به دل من نمیاد

چی بگم شاید قسمت این دلم تنهاییه

هر کاریم بکنم که عشق پاکم نمیاد

دیگه نه حوصله ی دلو دارم نه گفتنو

نه میخوام تنها باشم نه عاشقی کنم...بیاد

(((شعر از خودم)))


 

نوشته شده توسط ستاره شب در پنجشنبه نهم مهر 1388 ساعت 11:59 موضوع | لینک ثابت


ای عشق


 

نوشته شده توسط ستاره شب در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 ساعت 15:15 موضوع | لینک ثابت


لعنت به من...!!!


 

نوشته شده توسط ستاره شب در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 ساعت 15:11 موضوع | لینک ثابت


یه نامه

یک تکه سلام

دو فنجان مکث و چند نقطه چین...به احترام نام قشنگت

ای کاش مطمئن بودم که نامه ام را یک جای امن نگه میداری

تا راحت پس از سلام نامت را مینوشتم و نوشتن نامت برای

قطره های اشکم عقده نمیشد.اما حیف که میترسم تو

نامه ام را پاره کنی می کنی و اسمت هم....

پس بگذار عقده ی من و حرمت تو هر دو حفظ شوند.این

هم سرنوشتی ست.دور ترین نزدیکم چگونه ای؟ هنوز هم

تصمیم نداری زیر قولی که به او داده ای بزنی و بیایی

سراغ من؟؟؟

هنوز هم باور نکرده ای من یک فرق عجیب با همه ی آدم های

این دنیا دارم؟؟؟

هنوز هم آنجا دلواپس هیچ کس نیستی؟

خوش به حال دلِ بی دلواپسیت.الهی چشم براه هیچ کس نمانی.

نگرانی دردِ بدیست.یک نگاه گاهی انسان را به جرم

هبچ به اشد مجازات می رساند. راستی یک سوال.

محض رضای کسی که شاید روزی دلت برایش شور یزند

 بگو ببینم این تو نبودی که قانون جدایی را تصویب کردی؟

عزیم جدایی اولش قانون نبود تبصره ای کوجک لای

تقویم یک انسان شکست خرده از عشق بود.من

نمی دانم تو خواستی تاریخ مرگ کدام گل را از تقویم آن

 دوست بد اقبال در بیاوری که چشمت به تبصره افتاد و

میلت کشید قانونش کنی. اگه اینجا بودی با آن سِحرِ

قشنگِ نگاهت شانه بالا می انداختی و می فهماندی که

فعلا چنین است.حق با توست همیشه سَرِ من پایین است

 و شانه های تو بالا. مهم نیست فدای سر آرزوهای به بار

 نشسته ات.

تو فکر نمیکنی اگر ما روز تولد نداشتیم خیلی بهتر بود.

بهتر نبود روز تولد ما واقعا روز تولدمان باشد؟ حالا گاهی

 گمش می کنیم.

گاهی لازم است به جای آگهی خرید تلفن همراه آگهیِ

کمک یک همراه را در روز نامه ها منتشر کنیم و زیرش با

 خط قرمز هشدار دهیم (کی به دادم می رسی)؟ راستی

ٍواب شد با یک تیر دو نشان هم میشود زد...تو کی به دادم می رسی؟؟؟

باشد جواب نده فهمیدم قصور از من است.هنوز وقتش

 نرسیده که تو وقتت را به دادرسیِ مکسی اختصاص دهی.

من خودم هم نمی دانم چرا چیزی را که می دانم پاره اش

 میکنی این قدر با دقت و تمیز مینویسم شاید هم خوب می دانم

 که همین که برق نگاه تو آتش به واژه هایم بزند و تا ابد برایم کافیست.

به سیاه کردن کاغذ نگاه نکن برای سپید ماندن دفتر غصه هایت

 خیلی دعا می کنم.میدانم حرفم را گوش نمی کنی.

به خاطر خودت مراقب خودت باش....

زمتان خوب تورا نمی شناسد می ترسم اشتباهی

مریضت کند اگر نامه را تا اخر خوانده باشی کلی منت گذاشتی

 اگر نخوانی هم هر چه از تو رسد زیباست.

خب دیگر از دور غبار نشسته بر پنجره های نیمه باز

تفکرت را می بوسم...

کسی که تو فرق میان او و دیگران را احساس نمی کنی اما

او میداند که بی اعتنایی تو معنایی دارد که آن را تنها

 مجنون فهمید و بس.

کاش بازم منو ببخشی که واست نامه نوشتم

تو بخوای نخوای میمونی پیض من تــو سرنوشتم

به امید......

((مریم حیدر زاده))


 

نوشته شده توسط ستاره شب در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388 ساعت 15:7 موضوع | لینک ثابت


پس چرا....؟؟


 

نوشته شده توسط ستاره شب در سه شنبه هفدهم شهریور 1388 ساعت 18:33 موضوع | لینک ثابت


ای ستاره...

دل بي روح جنس آهنت را دوست دارم

خطوط در هم پيراهنت را دوست دارم

نگاه با همه بيگانه ات را دوست دارم

غرور سر كش ديوانه ات را دوست دارم

تن سوزان مثل آتشت را دوست دارم

بهاري و من آن عطر خوشت را دوست دارم

به هر لحظه كنارم بودنت را دوست دارم

تماشايي تو هستي ديدنت را دوست دارم

پس از تو رنگ گلها هم فريب است

پس از تو روزگارم بي فروغ است

كه مي گويد پس از تو زنده هستم؟

دروغ است هر كه مي گويد دروغ است

اي ستاره بي تو من تاريكم

بي تو من به انتها نزديكم

وا چه كردم من چه بود تقصيرم

گه چنين تود بعد تو تقديرم

تو نخواستي من و تو ما باشيم

سرنوشت اين بود كه تنها باشيم


 

نوشته شده توسط ستاره شب در دوشنبه نهم شهریور 1388 ساعت 17:19 موضوع | لینک ثابت


!


 

نوشته شده توسط ستاره شب در دوشنبه نهم شهریور 1388 ساعت 11:30 موضوع | لینک ثابت


تـــنـــهـــایـــــی

تـــنـــهـــایـــــی

چقدر باید سلام کنم هی تو جوابمو ندی؟

ببخشیدا باید بگم آخه چرا اینقدر بدی؟

چقدر نامه بهت دادم تو حتی وا نکردیشون

نکردی دو کلوم برام بنویسی نامهربون

حتی یه کاغذ نحیف پر ز خطوط چپ و راست

اصلا یه بار فکر کردی که الان این پسره کجاست؟

تو اینقدر بد نبودی کی عوضت کرد عزیزم؟

کی تورو از دلم گرفت کجاست اون نامرد عزیزم؟

چرا یهو چشمای من از چشای تو افتادن

دستای مهربون تو غم رو به من هدیه دادن

خسته شدم از بی کسی چرا با من بد می کنی؟

توو امتحان عشق منو تا کی بگو رد میکنی؟

فکر نمیکردم که یه روز بری ازم جدا بشی

نه باورم نمیشه که رو اسم من خط بکشی

آروم ندارم بعد از این حال دلم خیلی بده

مُهر غم و روی دلم دستای گرم تو زده

من یک جوری حل میکنم این مشکل تنهایی رو

فقط بهم بگو گلم الان کیه توو قلب تو؟


 

نوشته شده توسط ستاره شب در یکشنبه هشتم شهریور 1388 ساعت 17:33 موضوع | لینک ثابت


کارم از گریه گذشته...


 

نوشته شده توسط ستاره شب در پنجشنبه پنجم شهریور 1388 ساعت 16:37 موضوع | لینک ثابت


ماه خدا


 

نوشته شده توسط ستاره شب در شنبه سی و یکم مرداد 1388 ساعت 11:2 موضوع | لینک ثابت


نامه ی بی جواب

نامه بي جواب

سلام بهونه قشنگ من براي زندگي

آره باز منم همون ديوونه ي هميشگي

فداي مهربونيات چه میكني با سرنوشت

دلم برات تنگ شده بود اين نامه رو واست نوشت

حال من و اگه بخواي رنگ گلاي قاليه

جاي نگاهت بد جوري تو صحن چشمام خاليه

ابرا همه پيش منن اينجا هوا پر از غمه

از غصه هام هر چي بگم جون خودت بازم کمه

ديشب دلم گرفته بود رفتم کنار آسمون

فرياد زدم يا تو بيا يا من و پيشت برسون

فداي تو! نمي دوني بي تو چه دردي آشيدم

حقيقت رو واست بگم به آخر خط رسيدم

رفتي و من تنها شدم با غصه هاي زندگي

قسمت تو سفر شد و قسمت من آوارگي

نمي دوني چه قدر دلم تنگه براي ديدنت

براي مهربونيات نوازشات بوسيدنت

به خاطرت مونده يكي هميشه چشم به راهته

يه قلب تنها و کبود هلاك يه نگاهته

من مي دونم همين روزا عشق من از يادت ميره

بعدش خبر ميدن بيا که داره دوستت ميميره

روزات بلنده يا کوتاه دوست شدي اونجا با کسي

بيشتر از اين من و نزار تو غصه و دلواپسي

يه وقت من و گم نكني تو دود اون شهر غريب

يه سرزمين غربته با صد تا نيرنگ و فريب

فداي تو يه وقت شبا بي خوابي خستت نكنه

غم غريبي عزيزم زرد و شكستت نكنه

چادر شب لطيف تو از روت شبا پس نزني

تنگ بلور آب تو يه وقت ناغافل نشكني

اگه واست زحمتي نيست بر سر عهد مون بمون

منم تو رو سپردم دست خداي مهربون

راستي ديروز بارون اومد من و خيالت تر شديم

رفتيم تو قلب آسمون با ابرا همسفر شديم

از وقتي رفتي آسمونمون پر کبوتره

زخم دلم خوب نشده از وقتي رفتي بد تره

غصه نخور تا تو بياي حال منم اين جوريه

سرفه هاي مكررم مال هواي دوريه

گلدون شمعدوني مونم عجيب واست دلواپسه

مثه يه بچه که بار اوله ميره مدرسه

تو از خودت برام بگو بدون من خوش ميگذره ؟

دلت مي خواد مي اومدم يا تنها رفتي بهتره

از وقتي رفتي تو چشام فقط شده یه کاسه خون

همش يه چشمم به دره چشم ديگم به آسمون

يادت مي آد گريه هامو ريختم کنار پنجره

داد کشيدم تو رو خدا نامه بده يادت نره

يادت ميآد خنديدي و گفتي حالا بذار برم

تو رفتي و من تا حالا کنار در منتظرم

امروز ديدم ديگه داري من رو فراموش مي کني

فانوس آرزوهامونو داري خاموش ميكني

گفتم واست نامه بدم نگي عجب چه بي وفاست

با اين آه من خوب مي دونم جواب نامه با خداست

عكساي نازنين تو با چند تا گل کنارمه

يه بغض کهنه چند روزه دائم در انتظارمه

تنها دليل زندگي با يه غمي دوست دارم

داغ دلم تازه ميشه اسمت و وقتي مي آرم

وقتي تو نيستي چه کنم با اين دل بهونه گير

مگه نگفتم چشمات رو از چشم من هيچ وقت نگير

حرف منو به دل نگير همش مال غريبيه

تو رفتي من غريب شدم چه دنياي عجيبيه

زودتر بيا بدون تو اينجا واسم جهنمه

ديوار خونمون پر از سايه ي غصه و غمه

تحملي که تو دادي ديگه داره تموم ميشه

مگه نگفتي همه جا ماله مني تا هميشه

دلم واست شور مي زنه اين دل و بي خبر نذار

تو رو خدا با خوبيات رو هيچ دلي اثر نذار

فكر نكني از راه دور دارم سفارش ميكنم

به جون تو فقط دارم يه قدري خواهش ميكنم

اگه بخوام برات بگم شايد بشه صد تا کتاب

که هر صفحه ش قصه چند تا درده و چند تا عذاب

مي گم شبا ستاره ها تا مي تونن دعات کنن

نورشونو بدرقه پاکي خنده هات کنن

يه شب تو پاييز که غمت سر به سر دل مي ذاره

حسینه اون کسی که بيشتر از همه دوست داره


 

نوشته شده توسط ستاره شب در چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388 ساعت 18:6 موضوع | لینک ثابت


درد دلی با ستاره

سلام عشق من.......(واسه شروع فقط همینو میتونم بگم)

نمیدونم چه رسمیه یه روزم که من میخوام با دل خوش زندگی کنم و

روزمو شب کنم..تو نمیزاری

امروز بازم تورو دیدم....بازم روزم سیاه شد و یاد تو اومد توو سرم

ستاره

تازگیا دیگه نگامم نمیکنی.دیگه برات شدم مثل یه غریبه ساده از کنارم میگذری

وااای دارم دیوونه میشم

ستاره...۳سال زندگیمو به گند کشیدی ستاره

من اینجوری نبودم.من اینقدر داغون نبودم.اینقدر غم و غصه نداشتم

ستاره من به خاطر تو داغون شدم

به خاطر تو اینقدر خستم و غم و غصه د ارم

بی کسیهامو دربردیهامو بی حوصلگیهام همش به خاطر تواه

من به خاطر تو سیگاری شدم

ستاره هیچ روز زندگیم رنگ خوشی نداره

ستاره خسته شدم

دیگه بریدم

دیگه نمیتونم طاقت بیارم

درد من از بیکسی نیست

درد من از این نیست که چرا دوسم نداری و چرا تنهام گذاشتی

درد من از این تنهایی نیست.تنهایی رو میتونم تحمل کنم

درد من از اینه که تو هنوز عشقمو باور نکردی

از اینکه تو نمیدونی من دارم از عشق میسوزم و میمیرم

از اینکه من اینجا دارم تلف میشم و تو.......

ستاره

ستاره ی من

دلم برات تنگ شده

ستاره تا کی باید طاقت بیارم.آخه تا کی صبر و تحمل

آخه مگه یه آدم چقدر میتونه طاقت بیاره

ستاره ای کاش میدونستی

ای کاش..............

ختم کلام


 

نوشته شده توسط ستاره شب در پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388 ساعت 14:46 موضوع | لینک ثابت


شاید...

به چشم تو قسم دیگه عاشق هیچکس نمیشم

برای درد هیچ دلی دیگه دلواپس نمیشم

به چشم تو قسم دیگه با هیچکسی جور نمیشم

تو نیستی اما پیشتم بدون ازت دور نمیشم

به چشم تو قسم برام غیر تو هم زبونی نیست

دنیا پر از نامردیه بعد تو مهربونی نیست

به چشم تو قسم دیگه با هیشکی گُر نمیگیرم

بعد تو تنها میمونم بعد تو تنها میمیرم

به چشم تو قسم منو هیشکی آروم نمیکنه

دلم این انتظار و تا نگی تموم نمیکنه

به چشم تو قسم میخوام یه خونه از گل بسازم

شاید که برگردی یه روز بازم به تو دل ببازم...

به چشم تو قســـــم...


 

نوشته شده توسط ستاره شب در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388 ساعت 16:43 موضوع | لینک ثابت


Setareh

Fire19.jpg

حرف G به صورت آتشین

Fire20.jpg

Fire08.jpg


 

نوشته شده توسط ستاره شب در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388 ساعت 12:16 موضوع | لینک ثابت


اعتراف تلخ

 اعتراف

شعری که واست نوشتم نپسندیدی دوباره                    به تو بر خورده بود انگار که بهت گفتم ستاره

تعریف از خودم نباشه عزیزم ستاره بد نیست              اخه قلب عاشق من بهتر از اونو بلد نیست

دو سه خطی که نوشتم راستشو بخوای بریدم              چون دیدم همه رسیدن من یه عمره نرسیدم

خط دوم که تموم شد واقعا من کم اوردم                    دو سه بار تو خط سوم تو رو به خدا سپردم

خط چهارم ولی دیدم باقی مونده اصل مطلب              خواب چشماتو می بینم به خدا همیشه هر شب

خواب می بینم تو یه نوری یه فرشته یه ستاره          خوابتو هر جا می بینم اونجا اخر بهشته

وسط نامه یکی گفت چرا باز داری می لرزی            من برای تو نوشتم تو به یک دنیا می ارزی

اینا به دلت نشینه من واست چی بنویسم                  قدماتو کاش بیاری بزاری رو چشم خیسم

چند شب دلشوره دارم که نبینمت دوباره                  تو به این خط که رسیدی نامه رو می کنی پاره

پاره کن نامه رو پاره اخه صاحب اختیاری              حتی میشه بسوزونیش اگه من رو دوست نداری 

شاعرانه است ولی راستش نامه  من کاغذی نیست       کاش بقیه اش رو بخونی موقع خداحافظی نیست

هر کاری دوست داری کن من شکستمش غرور           زحمتت میشه عزیزم که بیایی این راه دورو

دل تو یه قصر نور دل من یه تیکه چینی                     چینی واسه شکستن کاش یه بار بیای ببینی

عکس تو هنوز همون جاست توی قاب عکس چوبی          راستی یادم افتاد چرا اینقدر تو خوبی ؟؟؟

سقف گریه ام همین امشب ریخت رو اخرای نامه        فقط اون شبی که باشی شب مرگه گریه هامه

من فقط به عشق اون شب وقتی شب میشه می خوابم     اما دیر بودن اون شب بد جوری میده عذابم

دستمو امشب می زارم زیر گرمای سر تو                ما پیش همدیگه باشیم یعنی میشه باور تو

هر کسی اون شب بخوابه عاشقیش راست راسکی نیست    بی رو در وایسی عزیزم چشمو دلش یکی نیست

زیادی واست نوشتم حق داری بشی خسته              اما اینکه نیستی چینی چه کنه که دل شکسته

عزیزم مراقب اون چشای ناز خودت باش              فکر چندین ماه دیگه که میاد تولدت باش

اینقدر با هم می گیریم فالای چای  و قهوه             که بگن به جز رسیدن همه چیز توش محو محو 

یه شهریور غمگین یه دوست دارم یه امضا           من دلم واسه تو تنگه تو تابستون و شب یلدا  


 

نوشته شده توسط ستاره شب در شنبه هفدهم مرداد 1388 ساعت 19:56 موضوع | لینک ثابت


((((نیمه ی شعبان مبارک))))

نیمه ی شعبان و ولادت حضرت مهدی (عج) رو به همه ی مسلمانان جهان تبریک میگم

یا صاحب الزمان

تا نیایی


 

نوشته شده توسط ستاره شب در جمعه شانزدهم مرداد 1388 ساعت 20:0 موضوع | لینک ثابت


درد...

درد را از هر طرف نوشتم باز هم درد بود

درد را از هر طرف نوشتم باز هم درد بود


 

نوشته شده توسط ستاره شب در پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388 ساعت 10:11 موضوع | لینک ثابت


آبجی صبا....

امروز اصلا روز خوبی برای من نیست

صبح که خواب ستاره رو دیدم و توی خواب کلی گریه کردم

و...از سر صبح اعصابم داغون بود

چند دقیقه ی پیشم آبجی صبام و توی کافی نت دیدم

اصلا بهم نگاه نکرد

آبجی صبای من بعد ستاره همه کسم بود

آبجی واقعیم نبود ولی من حتی از آبجی های واقعیمم بیشتر دوسش داشتم

اون همه ی زندگیم بود

ولی..............یکدفه ازم دل کند و تنهام گذاشت

گفت به خاطر خودمه.آخه من زیاد داشتم بهش وابسته میشدم

خلاصه اینکه صبا هم مثل ستاره تنهام گذاشت

ولی فرقش اینه که صبا دوسم داشت و داره

و به خاطر خودم تنهام گذاشت

ولی ستاره.......................

خدایا امروز و بخیر کن

بازم امروز اعصابم داغونه و تا شب حوصله ی هیشکی رو ندارم

...........


 

نوشته شده توسط ستاره شب در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388 ساعت 13:11 موضوع | لینک ثابت


الهی 100 ساله بشه عشق قشنگت عزیزم


 

نوشته شده توسط ستاره شب در شنبه دهم مرداد 1388 ساعت 16:45 موضوع | لینک ثابت


کاش...


 

نوشته شده توسط ستاره شب در شنبه دهم مرداد 1388 ساعت 16:42 موضوع | لینک ثابت


هدیه ی تولد

۳.۴ روزی از تولدم میگذره        رفتم تــــو ۲۰ سال

انگار دارم کم کم بزرگ میشم

اما.......این ۱۹ سال چطور گذشت؟؟؟

چرا دوران خوب نوجوونیم اینقدر ساده گذشت؟

چرا به این سادگی هدر رفت؟؟؟

اما نه....شاید تا امروز تـــو دوران بچگیم بودم

 و با کارای بچگونه زندگیمو به باد دادم

شاید تازه وارد نوجوانی شدم...

نمـــــــیدونــــــــــــــم

آخه پس من کی بزرگ میشـــــــــــم؟؟؟؟؟

 

از زندگیم ۱۹ سالی گذشتـــــه   

     چه فرصتا که رفت و برنگشتـــــه

ســـال ۶۹ اومدم به دنیــــــا          

     عمری گذشت حالا هشتـاد و هشتــه

 

ای کاش لااقل روز تولدم عشقم کنارم بود....

فقط یه تبریک خشک و خالی بهم میگفت

اما حیف که نیست.........

 

امروز میخوام از دلت هدیه ای خیلی کوچَک

یه بار بگو عزیزم تولـــدت مـــبـــارک

 

بی خیال....من دیگه به این دوری عادت کردم

دیگه باید به خودم فکر کنم

به زندگیم

به آیندم

به......اما.......

و اما حرف آخر به عشق آخرم:

هنوز تو زیبا ترین هدیه ی خداوندی

 

برای هدیه ی روز تــــولــــد                     

                هیچ چیزی غیر تو پسندم نشد


 

نوشته شده توسط ستاره شب در شنبه دهم مرداد 1388 ساعت 13:34 موضوع | لینک ثابت


با یه شکلات شروع شد!!!

با یه شكلات شروع شد!!!
 
من یه شكلات گذاشتم تو دستش اونم یه شكلات گذاشت تو دست من
 
من بچه بودم اونم بچه بود
 
سرمو بالا كردم سرشو بالا كرد
 
دید كه منو می شناسه ، خندیدم
 
گفت دوستیم ؟ گفتم دوست دوست
 
گفت تا كجا ؟ گفتم دوستی كه تا نداره
 
گفت تا مرگ ؟ خندیدمو گفتم من كه گفتم تا نداره
 
گفت باشه تا پس از مرگ. گفتم نه نه نه نه تـــــــــــــــــــا نداره
 
گفت قبول تا اونجا كه همه دوباره زنده میشن یعنی زندگی پس از مرگ.
 
بازم با هم دوستیم ؟
 
تا بهشت تاجهنم تا هر جا كه باشه من و تو با هم دوستیم ؟
 
خندیدمو گفتم تو براش تا هر كجا كه دلت می خواد یه تا بذار
 
اصلا یه تا بكش از سر این دنیا تا اون دنیا
 
اما من اصلا براش تا نمی ذارم
 
نگام كرد نگاش كردم باور نمی كرد
 
می دونستم اون می خواست حتما دوستی ما تا داشته باشه
 
دوستی بدون تا رو نمی فهمید
 
گفت بیا برای دوستیمون یه نشونه بذاریم گفتم باشه تو بذار
 
گفت شکلات25.gif
 
هر بار كه همدیگرو می بینیم یه شكلات مال تو یكی مال من باشه ؟
 
گفتم باشه
 
هر بار یه شكلات می ذاشتم تو دستش اونم یه شكلات تو دست من
 
باز همدیگرو نگاه می كردیم یعنی كه دوستیم. دوست دوست
 
من تندی شكلاتمو باز میكردم میذاشتم تو دهنمو تند و تند می مكیدم
 
می گفت شكموووووو تو دوست شكموی منی
 
و شكلاتشو می ذاشت توی یه صندوقچه كوچولوی قشنگ
 
می گفتم بخورش .... می گفت تموم میشه
 
می خوام تموم نشه برای همیشه بمونه
 
صندوقش پر از شكلات شده بود
 
هیچ كدومشو نمی خورد من همشو خورده بودم
 
گفتم اگه یه روز شكلاتاتو مورچه ها بخورن یا كرما !!!!
 
اونوقت چیكار می كنی ؟
 
گفت مواظبشون هستم . می گفت می خوام نگهشون دارم
 
تا موقعی كه دوست هستیم
 
بعد من شكلاتمو می ذاشتم توی دهنمو می گفتم نه نه نه تــــــــا نه .
 
دوستی كه تا نداره
 
یك سال ،دو سال ،چهار سال ،ده سال ،بیــــــــست سالش شده
 
اون بزرگ شده منم بزرگ شدم
 
من همه شكلاتامو خوردم اون همه شكلاتاشو نگه داشت
 
اون اومده امشب تا خدا حافظی كنه
 
می خواد بره . بره اون دور دورا. میگه میرم اما زود بر می گردم
 
من كه می دونم می ره و دیگه بر نمی گرده
 
یادش رفت شكلات به من بده
 
من كه یادم نرفته . یه شكلات گذاشتم كف دستش گفتم این برای خوردنه
 
یه شكلاتم گذاشتم كف اون دستش
 
اینم آخرین شكلات برای صندوق كوچیكت
 
یادش رفته بود كه صندوقی داره برای شكلاتاش
 
هر دو تارو خورد
 
خندیدم
 
می دونستم دوستی من تا نداره !
 
می دونستم دوستی اون تا داره !
 
مثل همیشه
 
خوب شد همه شكلاتامو خوردم اما اون هیچ كدومشو نخورده
 
حالا با یه صندوق پر از شكلاتای نخورده چی كار می كنه ؟؟؟؟؟؟؟
 
امیدوارم هیچ دوستی ای آخرش خدا حافظی نداشته باشه


 

نوشته شده توسط ستاره شب در سه شنبه ششم مرداد 1388 ساعت 19:3 موضوع | لینک ثابت


دلم..........

دلـــــم خیـــــــلی گرفتـــــــــــه

دارم میمیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــرم

این شعر الان در وصف حال منه:

زندگی بی تو سوت و کور ساعتی خوش ند اره

تو که نباشی میمیره این دل من ستــــــــــــــــــاره


 

نوشته شده توسط ستاره شب در شنبه سوم مرداد 1388 ساعت 11:24 موضوع | لینک ثابت


عروس

عروس

صبح شدو  وقت خوندن خروس شد

یه روح پاک راهی اقیانوس شد

گفتم که چش بود طفلکی چرا مرد؟

جواب دادن،دیشب یارش عروس شد


یه شعر خوشگل از مرم حیدر زاده.که خیلی منو تحت تاثیر قرار داد:((:((:((:((:((:((:((


 

نوشته شده توسط ستاره شب در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388 ساعت 12:48 موضوع | لینک ثابت


دل تنگی رو چیکار کنم؟

دلتنگی رو چیکار کنم؟

زندگی،بی تو برام رنگ غمه،دوستت دارم یه عالمه

هر جا باشم اینو بدون،عشقت میمونه تـــو دلم،بزار اینو بهت بگم

تو عشق آخر منی،تو تنها باور منی

هر چی که دارم و میدم تا لحظه ای ببینمت،باهام قرار بزار بگو کجا بیام به دیدنت؟

دل تنگی رو چیکار کنم؟

از غم تو چجوری دیوونه نشم،میخوام خطی رو آرزوهام بکشم

هنوز دلم یه آسمون،دوستت داره اینو بدون

هنوز ستــــــــــــاره  شبی،هنوز تو نورِ چشممی،آره تــــو سرنوشتم

ستـــــــاره ی آرزوهام،تا هر جا که بگی میام

آخــــــــه فــــقــــط تـــــورو مـــــیــــخــــــوام

نمیتونم تورو فراموشت کنم،ان عشقو من چجوری خاموشش کنم؟

بیا بگیر زندگیمو،بهم بده تموم دلبستگیمو

میام تا بهت نشون بدم،اسیری و خستگیمو

چقدر دلم تنگـــــــه برات،یه آرزو تـــو قلبمه،که جا بگیرم تــــو نگات

هنوز برای خنده هات،دنیارو داغون میکنم،خودت میدونی میدونم.....

که دیگه راهمون جداست،اونهمه عاشقی کجاســـــــت؟

با اینهمه...

دل تنگی رو چیکار کنم؟

بگو چجوری سر کنم با غم و بغض و بیکسی،پس کِی به دادم میرسی؟

چرا صدام نمیکنی؟،میخوای بری؟برو ولی چرا رهام نمیکنی؟

دلم فقط تورو میخواد

به جز تو یاری ندارم،با کسی کاری ندارم

دلم میخواد فقط کنار تو باشم

دل تنگی رو چکار کنم؟

دارم میمرم از غمت،زجر میکشم فقط به جرم خواستنت

یه کاری کن جون بگیرم دوباره با صدای تو،میاد هنوز صدای خنده های تو

فراموشت نمیکنم،بدون دوستت داره دلم،تیی فقط یاره دلم

برو گلم،فقط اینو بهم بگو...

دل تنگی رو چیکار کنم...؟

(((شعر از خودم)))


 

نوشته شده توسط ستاره شب در شنبه بیست و هفتم تیر 1388 ساعت 11:12 موضوع | لینک ثابت


بچه بودم

بچه بودم نه دیگه منتظر زنگ بودم
نه دیگه واسه تو خیلی دلتنگ بودم
بچه بودم تو نبودی شبا زود خوابم می برد

دل کوچیکم فقط غصه بازی رو می خورد

بچه بودم چه قدر صاف و روون می خندیدم

خوبیش این بود که ازت نمی خوامت نمی شنیدم

بچه بودم همه هم مثل خودم بچه بودن

نرم و ساده مث خاکای توی باغچه بودن

بچه بودم همه چی درست می شد ، سخت نبود

هیچکی اندازه ی من اونروزا خوشبخت نبود

بچه بودم دلمو هنوز کسی نبرده بود

هنوزم خدا اونو دست خودم سپرده بود

بچه بودم قدرمو زمونه بیشتر می دونست

قدر دلهای کوچیکو از تو بهتر می دونست

بچه بودم کسی بیخود منو اذیت نمی کرد

مث تو میون بازیا خیانت نمی کرد

بچه بودم کسی مثل تو باهام بد نمی شد

بی توجه از کنار رؤیاهام رد نمی شد

بچه بودم عالمی بود آخه عاشق نبودم

از دس چشمای تو ، تو حسرت دق نبودم

بچه بودم خبر از خواهش و التماس نبود

لا به لای دفترام ،‌ جز دو تا برگ یاس نبود

بچه بودم عکس تو باعث دردسر نشد

جز تو هیچکی باعث رفتن به سفر نشد

بچه بودم انقدر از سادگیا دور نبودم

واسه گوش دادن به تو ، انقدر مجبور نبودم

بچه بودم دلم از هیچکسی ناراضی نبود

فکر و ذکرم پیش هیچ چیزی به جز بازی نبود

بچه بودم آسمون یه عالمه ستاره داشت

غصه مون هر چی که بود یه دنیا راه چاره داشت

بچه بودم و قهر و آشتیم روی هم لحظه نبود

اخم و دردم واسه حرفی که نمی ارزه نبود

بچه بودم چقدر شعرای خوب بلد بودم

کندن اسما رو رو درخت و چوب بلد بودم

بچه بودم چشم تو در به درم نکرده بود

اونروزا فکر دوریت ،‌ خبرم نکرده بود

بچه بودم روزای هفته شبیه هم نبود

حواسم پهلوی اینکه چی بهت بگم نبود

بچه بودم شادی پر بود تو دل بادکنکم
آخر اون روزا کسی بود که بیاد به کمکم

بچه بودم غروبا بوی غریبی نمی داد

کسی هدیه به کسی ساعت جیبی نمی داد

بچه بودم اگه مثل حالا مجنون می شدم

از بزرگ شدن واسه ابد پشیمون می شدم

مریم حیدر زاده


 

نوشته شده توسط ستاره شب در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388 ساعت 13:16 موضوع | لینک ثابت


منه دیوونه رو باش

منِ دیوونه رو باش که نفهمیدم تو بی رحمی

تمام مشکلم اینه که حرفامو نمی فهمی

من دیوونه رو باش که شکستم با شکست تو

تــــو چه مردابی افتادم یه عمره با دو دست تو

 منِ دیوونه رو باش که واسه تو گریه میکردم

تورو باش که نفهمیدی تــــو شعرم گم شده دردم

منِ دیوونه رو باش که واسه عهدت قســــم خوردم

باهات موندم.باهات ساختم.واست سوختم.واست مردم

منِ دیوونه رو باش که به اخمای تو خندیدم

همش یک گل تــــو باغچم بود.اونم آخر واست چیدم

منِ دیوونه رو باش که واس روزامو سوزوندم

خوشی رو تـــــو خودم کشتم.ولی با چشم تو موندم

منِ دیوونه رو باش که واست خوندم چقد ساده

تو حرفِ عاشقونم رو شنیدی.حاضر آمــــــــــــــاده

منِ دیوونه رو باش که نشستم منتظر.رسوا

زدی تو زیر قولاتو.گذاشتی باز منو تنـــــــها

منِ دیوونه رو باش که نفهمیدم منو دیگه نمیخواستی

چقد دیوونه ای راستی.چقد دیوونه ام راستی

منو باش که با یه آهنگ.میخواستم مهربونتر شم

زدی تیرو توی ذوقم.نداشتی حوصله بازم

منِ دیوونه رو بشکه تورو عاشق حســـاب کردم

چقد دیوونه تر چون باز.تورو اینجا خطاب کردم

منِ دیوونه رو باش که.دستهخیلی دیوونم

جهـــــنم میرم اما نه.کنــــــارتو نمیمونم

اینم یه نامه ی ابری.به امض یه دیوونه

فط بیچاره اون کس که. یه عمرو با تو میمونـــه

مریم حیدر زده


 

نوشته شده توسط ستاره شب در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388 ساعت 18:11 موضوع | لینک ثابت


غم

دلي دارم پر از درد و پر از غم
نمي دانم غم دل كي شود كم
 شكايت مي كنم از غم چو مجنون
دلي دارم پر از درد و پر از خون
غم عشقي كه بيچاره كند دل
دل ما همچو كِشتي مانده در گِل
بهاري بودم و خوشحال و خندان
ولي افسوس غم اُفتاده بر جان
شب و روزم گذ شته از حكايت
دگر چيزي نمانده جز شكايت
همه از درد و غم نالان و بي هوش
وجود من زغم گشته فراموش
كلام آخرم اي دوست اين است
كه تا غم هست دنيايم چنين است


 

نوشته شده توسط ستاره شب در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388 ساعت 16:14 موضوع | لینک ثابت


تو که تنهایی ندیدی

تو که تنهایی ندیدی

تو نمیدونی چه سخته

تو نمیدونی چه تلخه

وقتی که دل زیر برفه

تو کجایی که ببینی

دارم از غصه میمیرم

آرزوم اینه بیایی

تا که دستاتو بگیرم


 

نوشته شده توسط ستاره شب در پنجشنبه هجدهم تیر 1388 ساعت 15:36 موضوع | لینک ثابت


جدایی

اگه دستم به جدایی برســــــه

اونو از خاطره ها خط میزنم...

تـنــــهایـــــــی


 

نوشته شده توسط ستاره شب در سه شنبه شانزدهم تیر 1388 ساعت 19:27 موضوع | لینک ثابت


میدانم...


 

نوشته شده توسط ستاره شب در سه شنبه شانزدهم تیر 1388 ساعت 11:44 موضوع | لینک ثابت


برگرد

دیروز و دیشب دلم خیلی گرفته بود.خیلی

همش دلم میخواست تنها باشم و فقط سیگار بکشم

امروز یه خورده بهترم

اما باز این غم و خستگی با منه و ولم نمیکنه

خیلی دوست دارم با یکی درد دل کنم

وای که چقد دلم واسه آبجی صبام تنگ شده.اون که بود.......

اون که بود غمم خیلی کم بود.آبجی صبام همه کسم بود

میتونستم راحت باهاش درد دل کنم

اما اونم رفت و تنهام گذاشت

ای خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

خدایا من اگه نخوام کسی واسه من کاری انجام بده کی و باید ببینم ؟ هان ؟

همه میان و بعد میرن و میگن واسه خودته

هر کاری میکنن.دیوونم میکنن بعد میگن واسه خودته

نمیدونن که ممکنه من از دست برم و این غما از پا درم بیاره

خدایا خسته شدم

من ستارموووووووووووووووو میخواااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

دلم واسش ت...............................

ای بابا.منم که همیشه از دلتنگی حرف میزنم.یعنی واقعا دلم واسش تنگ شده

شاید همه ی اینا واسه تنهاییه

اما نه این همه آدم دورو ور منن چرا اونا نمیتونن تنهاییمو پر کنن؟

فقط ستاره ی من میتونه تنهاییمو پر کنه

من بدون ستارم میمیرم

دیگه حوصله ندارم بنویسم

فقط اینو میگم به ستارم:

طاقت و صبر این دلم تا داره برگرد

من هنوز دوستت دارم ستاره برگرد


 

نوشته شده توسط ستاره شب در سه شنبه شانزدهم تیر 1388 ساعت 11:36 موضوع | لینک ثابت


یکم دوسم داشتی بیا

بازم دلم گرفته بازم غم و غصه اومده سراغم بازم.............


ای بابا مثل اینکه این غم و غصه ها نمیخوان دست از سر من بردارن


خسته شدم خسته


امروز عقد کنون رفیقم بود.واسش خیلی خوشحالم.البته یکمم ناراحتم حالا چرا بماند.....


اما خوشحال  که به اونی که میخواست رسید به عشقی که خیلی دوسش داشت و براش میمرد


و براشون آرزوی خوشبختی میکنم


امیدوارم هر کی هرکی رو دوست داره بهش برسه


اما چرا من نه من به اونی که میخوام نمیرسم


چرا من باید تا آخر عمر تنها بمونم از غم عشق ستارم بسوزم؟


خدایااااااااا خسته شدم


خسته


دیگه بریدم


دلم برای ستارم خیلی تنگ شده


ستاره ای که حتی یه لحظه هم فکر من نیست


ستاره ای که اصلا منو دوسم نداره و به فکرم نیست


ستاره ای که نمیدونه دارم از عشقش میمیرم


ستاره ای که نمیدونه بدون اون دارم دیوونه میشم و میمیرم


ستاره ای که با یکی دیگه یا با...حالا با هر چند نفر دیگس فرقی نمیکنه مهم اینه که با من نیست


مهم اینه که اون منو دوست نداره و یکی دیگه رو میخواد


اما ای کاش میدونست که من دوسش دارم و براش میمیرم


ای خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا


دارم دیوونه میشم.دارم دیوونه میشم.دارم دیوونه میشم


ستاره.ستاره.ستاره.وای ستاره چقدر دلم برات تنگ شده


دلم لک میزنه برای یه لحظه دیدنت


به قول مریم:


((هنوز مث گذشته ها دلم برات لک میزنه

حسرت داشتن تو پیر شده عینک میزنه))


چی بگم


غم و غصه ی منم دیگه همه رو خسته کرده


هر کی منو میبینه از زندگی سیر میشه


آخه چرا من اینجوریممممممممممممممممممممممممممم؟؟؟؟؟؟؟؟؟


اهههههههههه.ای حسین دیوونه دیگه داری خستم میکنه تو چی میخوای از این دنیا از این ستاره


ستاره تورو دوست نداره ستاره فراموشت کرده اصلا تو براش مهم نیستی


ستاره تورو..............................نه


نه من هنوز امید دارم.شاید ستاره برگرده شاید دوسم داشته باشه شاید..........


بسته دیگه بسته


آخر کار من چی میشه نمیدونم


نمیدونم


نمیدونم


ستاره ی عزیز من.بدون من همیشه منتظرت میمونم تا شاید یه روز برگردی پیشم


ستاره ی عزیزم:


میسپارمت دست خدااااا

یکم دوسم داشتی بیااااا


 

نوشته شده توسط ستاره شب در دوشنبه پانزدهم تیر 1388 ساعت 19:31 موضوع | لینک ثابت


من خیلی تنهام

مـــــــن خـیـــــلی تنــــــــهااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام


 

نوشته شده توسط ستاره شب در دوشنبه پانزدهم تیر 1388 ساعت 18:34 موضوع | لینک ثابت


از مریم حیدر زاده

اومــــــد تـا خــــــــواستم بزنــم به تـــــــخته

دیــــــدم نیــــومـــــده.دوبــــاره رفتـــــــه

 


نه میخوام بین منو بین دلش جنگ بشه

نه میخوام عشقی که اون نداره کم رنگ بشه

من فقط یه چیزی از خدا میخوام.دلم میخواد

واسه یه بارم که شده دلش برام تنگ بشه


پا به پای شمع عاشق تولدت آب میشم

                                         انتخاب میشوم؟


همین که اسمت رو منه کلی میبالم به خودم

بزار همه خیال کنن من اول عاشقت شدم


یمخوام برم با این دل آشفتم

یه چیز و اما تا حالا نگفتم

دلم از اول به خـــــــدا یقین داشت

که از چشای روشنت می افتم


میگم تو توی قلب من هم اولی.هم دومی

میگه من انقَدَر دارم که تو.توی اونا گمی


به آب و آتیش میزنم تا شبا خوابم ببره

اما نمیشه فکر تو از این چیزا قوی تره


دلمو تو کردی خون یادت باشه

تو خودت موندی جوون یادت باشه

هر جا دیدی عروسی میگیرن

تو بگو بیچاره اون یادت باشه


این افتخاره واسه من بیدار باشم واسه شما

فقط یه مشکلی که هست شما کجا و من کجا


توی کلاس چشم تو همیشه زنگ اولــــــــه

آخه یه عمره که دلم توو این کلاس معطله


نرو زیبا به خدا از این دیوونه تر میشم

واسه اون چشمای تو تفاوتی اگر داره

اینو گفتم که نری باز ولی با خودت بگی

جایی نیست این پسره دست از سر ما برداره


اما من میگم خدایا من که کلی غصه دارم

غمای اونم بگیر و باز به این دیوونه بسپـــــــــــار


 

نوشته شده توسط ستاره شب در یکشنبه چهاردهم تیر 1388 ساعت 20:28 موضوع | لینک ثابت


تو هم ترک منم ترک

تو هم ترك ، منم ترك
اينم يه درد مشترك
تو غصه دار، من غصه دار
 پس واسه چي بياد بهار
تو بي چراغ ، من بي چراغ
كي بگيرد از ما سراغ
تو هم غريب ، منم غريب
عشقا چي بود به جز فريب
تو حادثه ، من حادثه
پس كي به ابرا برسه
تو باروني ، من باروني
پس كجا رفت مهربوني
من بي پناه ، تو بي پناه
كافيه امشب نور ماه
من بي وفا ، تو بي وفا
چي كار كنه با ما خدا
 من بي فروغ ، تو بي فروغ
بازم به هم بگيم دروغ ؟
من بي جواب ، تو بي جواب
معنيش چيه ! اين جز سراب
من تشنگي ، تو تشنگي
كاش كه نمي گذشت بچگي
منم گله ، تو هم گله
آخر كي داره حوصله
من انتظار، تو انتظار
من باريدم  تو هم ببار
من چشم خيس ، تو چشم خيس
برام يه چيزي بنويس
منم زلال تو، هم زلال
چي كم داريم ما دو تا بال
من اولي ، تو اولي
چقدر قشنگ و مخملي
من در به در ، تو در به در
مي ياي با هم بريم سفر ؟
 من اعتماد ، تو اعتماد
عشق و چرا داديم به باد
من ديوونه  ، تو ديوونه
 پس كي مي گه نمي مونه
من نااميد ، تو نااميد
از من و تو نبود بعيد ؟
تو شبنمي ، من شبنمي
ما مثل هم شديم كمي
تو بي صدا ، من بي صدا
پس چي شد اون همه دعا
تو پرغم ، من پر غم
جون خودت خسته شدم
تو بي گناه ، من بي گناه
يعني همش بود اشتباه ؟
 تو خستگي ، من خستگي
پس چيه معنيش زندگي ؟
تو پر درد ، من پر درد
پاييز واسه چي مي شه زرد ؟
 من كه رها ، تو كه رها
فقط بگو بريم كجا ؟
من كه محال ، تو كه محال
چي بود دوست دارم  خيال ؟
تو كه بدي ، من كه بدم
ببخش نه بد حرفي زدم
باشه بدم تو كه گلي
معجزه اي  تجملي
من كه اسير ، تو كه اسير
كي كرده ما رو ناگزير ؟
من سر حرف ، تو سر حرف
تقصير ماست غيبت برف ؟
من بي نشون ، تو بي نشون
 جايي داريم جز آسمون ؟
من پر راز ، تو پر راز
اما نداريم اعتراض
من پر شور، تو پر نور
 چرا نريم يه جاي دور
 من فاجعه ، تو فاجعه
 چيكار كنيم با شايعه
 من اتفاق ، تو اتفاق
به جرم قدري اشتياق
تو عطر ياس ، من التماس
راسته كه دنيا دست ماس ؟
من اولين ، تو آخرين
 واسه تو بس نيس نازنين ؟
من عابرم ، تو شاعري
نرو كجا مي خواي بري ؟
من يه كتاب ، تو يه كتاب
كاش نكشيم انقد عذاب
 من خاطره ، تو خاطره
بمون تا يادمون نره
منم كه تو ، تو هم كه من
 پس زير وعده هات نزن
من آرزو ، تو آرزو
پس آرزو كن و بگو ...


 

نوشته شده توسط ستاره شب در چهارشنبه دهم تیر 1388 ساعت 19:13 موضوع | لینک ثابت


درد دل با دل

درد دل با دل

چرا دنیا پره از حادثه های وارونه
عاشق کسی می شی که عاشقی نمی دونه
من به دنبال تو و تو دنبال کس دیگه
هچکدوم از ما دو تا به اون یکی راست نمی گه
من واسه ی چشمای نازنین تو یک دیوونم
من دوست دارم ولی علتشو نمی دونم
حالا که می خوای بری بذار نگاهت بکنم
چون یه بار دیگه می خوام این دل و سکت بکنم
یه چیزی فقط بذار واسه روز تولدت
هدیه م رو بیارم و بازم بدم دست خودت
آدما فکر می کنن شاعرا خیلی غم دارن
کاش فقط این بود اونا خیلی کسا رو کم دارن
عاشق کسی می شن که عاشقاش فراوونه
بین انتخاب عشقش عمریه که حیرونه
اونی رو که دوست داری چرا تو رو دوست نداره
شایدم دوست داره ولی به روش نمی یاره
ولی نه اینا مال نداشتن لیاقته
اگه حرفم می زنه با تو فقط یه عادته
نکنه جمله هاش و پای محبت بذاری
بهتره حرفاش رو به حساب عادت بذاری
از خودش نمی شنوی اگه یه روز بخواد بره
وقتی می پرسی ازش می گه آره مسافره
ولی تو شب می شینی که باز اون رو دعا کنی
یا واسه سلامت اون نذرها تو ادا کنی
چه قدر بین دلا وحرفای ما فاصله س
چشماتون می خنده اما دلامون بی حوصله س
دوست داشتن هم یه جوری پنهون می کنیم
نمی دونیم که داریم یه قلب رو ویرون می کنیم
کاش بیایم آبروی مجنون و انقدر نبریم
دیگه منت نذاریم وقتی که نازی می خریم
عاشقی یعنی تحمل نه شکایت نه گله
اگه حتی بینمون باشه یه دنیا فاصله
مهم اینه که چقدر دوسش داری فقط همین
اگه لازم باشه آبرو رو بنداز رو زمین
برگا زرده روزای اول فصل پاییزه
بذار اون بشکنه و دلت رو برگها نریزه


 

نوشته شده توسط ستاره شب در چهارشنبه دهم تیر 1388 ساعت 19:0 موضوع | لینک ثابت


خدا مارو برای هم نمیخواست


 

نوشته شده توسط ستاره شب در چهارشنبه دهم تیر 1388 ساعت 18:59 موضوع ستاره | لینک ثابت


وقت رفت...

وقت رفت...

وقتی رفت دلبسته ی چشمای همدیگه بودیم
یه چیزی مثل اونی که مولوی می گه بودیم
وقتی رفت حاشیه ی درختامون طلایی بود
ماه تو آسمون بود و قحطی روشنایی بود
وقتی رفت هر دوی ما بد جوری دیوونه بودیم
از اونهایی که به یاد هر کی می مونه بودیم
وقتی رفت یه تیکه از گنبد نیلی کنده شد
سرنوشت بازم توی مسابقه برنده شد
وقتی رفت به روش نیاورد اشک من داره میاد
بست چشاش و گفت به من گریه نکن خیلی زیاد
وقتی رفت هر دومون و گذاشت توی ناباوری
من بهش گفتم حالا اینبار نمی شه که نری ؟
وقتی رفت یه عالمه سوالا بی جواب شدن
ماهیا تو تنگنای بلورمون عذاب شدن
وقتی رفت دو تا ستاره افتادن روی زمین
من ازش پرسیدم آخرش چیه اون گفت همین
وقتی رفت پاییز بود و خدا بود و طاق کبود
من نبودم زیر طاق آسمون اونم نبود
وقتی رفت غبار نشست رو رویاهای اطلسی
دیگه هیچکسی نشد عاشق چشمای کسی
وقتی می رفت درا به روی هر دوی ما بسته بود
یه چیزی مثل یه دل تو این میون شکسته بود
وقتی رفت دریا دیگه به ماهیا نگا نکرد
ماه دیگه در نیومد ستاره ادعا نکرد
وقتی رفت لونه ی هیچ پرنده ای چراغ نداشت
واسه درد دل دلم هیچ کسی رو سراغ نداشت
وقتی رفت فهمیدم این کارا همش کار دله
خط زدم رو آرزوم گفتم نه دیگه باطله
وقتی رفت اشکام رو ریختم تا پشیمونش کنم
اما اون گفت نباید اینجوری حیرونش کنم
وقتی رفت پرنده های کوچه بی دونه شدن
عاقلا رفتنش رو دیدن و دیوونه شدن
آخرین لحظه گذاشتم سرمو رو شونه هاش
تا شاید یادش بره دلیلا و بهونه هاش
اما ان تصمیم ارغوانیش رو گرفته بود
پیش من بود ولی انگار که از اینجا رفته بود
وقتی رفت یه قطره اشک از شهر چشماش جاری بود
همونو ازش گرفتم آخه یادگاری بود
وقتی رفت هیچی دیگه رفته و من بی خبرم
نامش و نوشتم اما کجا باید ببرم
بهتر اینه که بریزم اشکام و پشت سرش
تا شاید نباشه واسه ی همیشه سفرش
کاش بیاد مسافرش هر کی سفر کرده داره
کاش بیاد و یه دل رو از دلهره در بیاره
خداحافظ تمامی سفر کرده هامون
کاش خدا بفرسته اونها رو دوباره برامون


 

نوشته شده توسط ستاره شب در چهارشنبه دهم تیر 1388 ساعت 18:56 موضوع | لینک ثابت


دیدی آخرش مو گذاشت و رفت

دیدی آخرش من و گذشت و رفت ؟

از زمین قلبم و برنداشت و رفت ؟

دیدی آخرش من و دیونه کرد ؟

واسه رفتن همین و بهونه کرد ؟

دیدی اون وعده هایی که رنگی بود ؟

تمومش برای قشنگی بود ؟

دیدی اونی که دلم و بهش دادم ؟

رفت و از چشمای نازش افتادم ؟

دیدی اونی که می گفت مال منه ؟

دم  آخر نیومد سربزنه ؟

دیدی خط زد اسمم و از دفترش ؟

رفت و اسفند نزدم دور سرش؟

دیدی اون نخواست برم بدرقه اش ؟

دیدی باختم توی مسابقه اش ؟

دیدی مهربونی هارو زد کنار ؟

رفت و چشمام و گذاشت تو انتظار؟

دیدی رفت گذاشت به پای سرنوشت ؟

گفت شاید ببینمت توی بهشت ؟

دیدی بی خبر گذاشت و رفت سفر؟

گفت بذار بمونه چشم اون به در ؟

دیدی افتاد اسم من سر زبون؟

همشون گفتن به اون نامهربون ؟

دیدی که دعاها مستجاب نشد؟

آخرم دلش برام کباب نشد ؟

دیدی لااقل نزد به پنجره ؟

که بهم خبر بده می خواد بره؟

دیدی رفت بدون هیچ سرو صدا ؟

ولی من سپردمش دست خدا ؟

دیدی بی خداحافظی روونه شد ؟

دل من وقتی شنید دیونه شد؟

دیدی آخرش من و تنها گذاشت ؟

تشنه رو تو حسرت دریا گذاشت ؟

یعنی رفت اونجا آشیونه کنه؟

یا می خواست منو امتحان کنه؟

دیدی حتی اون نگفت میره کجا؟

چه بده رسمای روزگار ما

دیدی خواستمش ولی من و نخواست ؟

اینم از بازیهای دنیای ماست

حالا چند روزی که  بدون اون

چشم من خیره شده به آسمون

امون از عاشقیهای چند روزه

که فقط یکی تو عشقش می سوزه

چه کنم خدا پشیمونش کنه ؟

یا که مثل من پریشونش کنه ؟

دیگه نمی یاد به شهر ما

بهتره بسپرمش دست خدا

آره  آره بهتره بسپرمش دست خدا


 

نوشته شده توسط ستاره شب در سه شنبه نهم تیر 1388 ساعت 19:18 موضوع | لینک ثابت


خاطره ها

خاطره ها

یادته گفتی به من هرجا که باشی با منی

آخه قول داده بودی هیچ وقت دلم رو نشکنی

یادته با خنده هات زندگی میدادی به من

کاشتی یک روزی گل عشقو تو توی دل من

حالا اون گل نازنین خشکیده پژمرده شده

دل من بد جوری از دست تو آزرده شده

تنگه این دل واسه تو دل تنگیهامو یادته

واسه دردای تو بیقراریهامو یادته

نه یادت نیست تو دیگه فراموشم کردی گلم

این خیال خامه که دوباره برگردی گلم

من نمیدونم چرا این روزا خاطرات تو

داره به جنون غم میکشونه قلب منو

یادته گفته بودم بی تو پر از غصه میشم

چرا رفتی مهربون چرا نموندی تو پیشم

یادته نه یادته یه روزی عاشقم بودی

یه روزی مرحم زخم و بغض و هق هقم بودی

چی بگم خاطره ها ی تو تمومی نداره

آخه این قلب شکسته جز تو عشقی نداره

یادته عشقمونو رویــاهامونو یادته

اون همه آرزوها نظر و دعارو یادته

اون همه قول و قرار و قسماتو یادته

جمله ی دوستت دارم روی لباتو یادته

مگه میشه اون همه خاطره از یادت بره؟

مگه میشه قلب تو ساده از اینجا بگذره؟

یادته این آخرا دلت پریشون شده بود

خیلی با این دل خسته نامهربون شده بود

خیلی خستم نمیخوام خاطراتو مرور کنم

از دلم عشق تورو میخوام یه دنیا دور کنم

هر چی باشه میدونم تو دیگه هیچ وقت نمیای

خوب میدونم ستاره تو منو اصلا نمیخوای

اما باز عاشقتم بازم دلم هلاکته

جمله ی آخرمو که گفته بودم یادته؟؟؟؟


 

نوشته شده توسط ستاره شب در سه شنبه نهم تیر 1388 ساعت 11:51 موضوع | لینک ثابت


منو ببخش ستاره

منو ببخش ستــــــــــــــاره          

                                    دلم بد جوری خستست

         بــــی تو هر جا که میرم             

                                                        درش انگاری بستست


 

نوشته شده توسط ستاره شب در یکشنبه هفتم تیر 1388 ساعت 11:44 موضوع ستاره | لینک ثابت


دلا...


 

نوشته شده توسط ستاره شب در شنبه ششم تیر 1388 ساعت 18:40 موضوع | لینک ثابت


از این مردم گریزانم

از این مردم گریزانم مرا دیوانه میخوانند

نمیدانند که من شبگرد بی اقبال شبـــهایم

                                           که تنــــهایم


 

نوشته شده توسط ستاره شب در چهارشنبه سوم تیر 1388 ساعت 11:15 موضوع | لینک ثابت


مریم حیدر زاده

از دست تو رنجیدم و چیزی نگفتم

با دیگرانت دیدم و چیزی نگفتم

کلی سفارش کرده بودی من نفهمم

این نکته را فهمیدم و چیزی نگفتم


من منتظرت شدم ولی در نزدی

بر زخم دلم گل معطر نزدی

گفتی که اگر شود می آیم اما

مرد این دلو آخرش به او سر نزدی


همیشه عکس نازن روبرویم

نگاه تو دلیل جستجویم

چرا باید تمام حرفها را

بدون تو به تصویرت بگویم؟


به روی برگ زندگی دو خط زردم میکشم

و چشم عاشق تورا که گریه کرد میکشم

تو رفتی و بدون تو کسی نگفت با خودش

که من بدون چشم تو چقدر درد میکشم


چشمان مرا به چشمهایش گره زد

بر زندگیم رنگ غم و خاطره زد

او رفت ولی نه طبق قانون وداع

یک بار فقط به شیشه ی پنجره زد


 

نوشته شده توسط ستاره شب در چهارشنبه سوم تیر 1388 ساعت 11:8 موضوع | لینک ثابت


که ما بهم نمیرسیم

تکيه به شونه هام نکن من از تو افتاده ترم

ما که به هم نمي رسيم بسه ديگه بزار برم

 کي گفته بود به جرم عشق يه عمري پرپرت کنم

 حيف تو نيست کنج قفس چادر غم سرت کنم

من نه قلندرشبم نه قهرمان قصه ها

نه برده اي حلقه به گوش نه ناجي فرشته ها

      من عاشقم                 همين و بس                        

      غصه نداره                   بي کسيم

                               قشنگيه قسمت ما ست که ما به هم نمي رسيم 


 

نوشته شده توسط ستاره شب در دوشنبه یکم تیر 1388 ساعت 12:23 موضوع | لینک ثابت


چت با مدیر
report phishing report abuse This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting

عکس هاي توپ ايراني

منبع اصلي كدهاي جاوااسكريپت
http://minos.blogfa.com

www.minos.blogfa.com

جزيره دانلود و قالب مينوس