خدايا دوباره دلتنگ شدم...

دلتنگ خيلي چيزا...

 

خدايا اينقدر حرف توي دلم زندوني شده

كه بعضي وقتها بي طاقت ميشم

 

مي دونم ازت خواستم پس بايد اميدوار باشم

اما خاطرات تلخ و شيريني كه توي اين سالها

توي ذهنم هك شده بعضي وقتا دلتنگم مي كنه

 

 

ولي خوب چشم خداجون....

بازم صبر مي كنم


 

نوشته شده توسط ستاره شب در سه شنبه پنجم خرداد 1388 ساعت 16:52 موضوع ستاره | لینک ثابت