
کاش می شد لحظه ها را پس گرفت کاش می شد از تو بود و با تو بود
کاش می شد در تو گم شد از همه کاش می شد تا همیشه با تو بود
با من امشب چیزی از رفتن نگو
نه نگو از این سفر با من نگو
من به پایان می رسم از کوچ تو
با من از آغاز این مردن نگو
کاش فردا را کسی پنهان کند
لحظه را در لحظه سرگردان کند
کاش ساعت را بمیراند به خاک
ماه را بر شاخه آویزان کند
می روی تا قصه را غمنامه تدفین گل
می روی تا واژه را باران خاکستر کنی
ثانیه تا ثانیه پلواره ویران شدن
می روی تا بخشی از جان مرا ویران کنی

نوشته شده توسط ستاره شب در چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388 ساعت 10:37 موضوع ستاره | لینک ثابت
درباره ستاره شب

به نام تک ستاره ی آسمان دلم...
بچگی...
اتل متل جدايي،عروسكم كجايي؟
گاو حسن پريشون،يه دل داره پراز خون
عشقم كه رفت هندستون،خونم شده قبرستون
يه عشق ديگه بردار،يه دنيا غصه بزار
اسمشو بزار بچگي،تا آخره زندگي
آچين و واچين تموم شد،عمر منم حروم شد
فهرست اصلی
نویسندگان
درد های من
دوستان
در کنج دلم داغ شده...
دردهای دیروز
طراح قالب
POWERED BY