بي تو هر شب اشك من از ديده مي بارد![]()
در سكوتي تلخ
دست سردم
گرمي دست تو را احساس مي دارد
در حباب اشك
ديدگانم لحظه ديدار مي بيند
آتشين لبهايم
از باغ لبانت بوسه مي چيند
مژه بر هم مي زنم ، افسوس
بار ديگر خواب مي بينم
بر حرير آرزوها
مي نويسم :
عشق من برگرد
بي تو از دنيا گريزانم
بي تو از اندوه می ميرم

نوشته شده توسط ستاره شب در یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388 ساعت 18:15 موضوع ستاره | لینک ثابت
زندگی با آدماش برای من یه قصه بود
توی این قصه کسی با کسی آشنا نبود
همه خنجر توی دستا . خنده روی لبشون
توی شب صدایی جز گریه ی بی صدا نبود
نمیخوام مثل همه گریه کنم
دیگه گریه دلو باز نمی کنه
قصه های پشت این پنجره ها
غمو از دلم جدا نمی کنه
قصه ی ماتم من هر چی که بود هر چی که هست
قصه ی ماتم قلب خسته ی یه آدمه
وقت خوابه دیگه دیره نمی خوام قصه بگم
از غم و غصه برات هر چی بگم بازم کمه
نمی خوام مثل همه گریه کنم
دیگه گریه دلو باز نمی کنه
قصه های پشت این پنجره ها
غمو از دلم جدا نمی کنه

نوشته شده توسط ستاره شب در چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388 ساعت 10:32 موضوع ستاره | لینک ثابت
درباره ستاره شب

به نام تک ستاره ی آسمان دلم...
بچگی...
اتل متل جدايي،عروسكم كجايي؟
گاو حسن پريشون،يه دل داره پراز خون
عشقم كه رفت هندستون،خونم شده قبرستون
يه عشق ديگه بردار،يه دنيا غصه بزار
اسمشو بزار بچگي،تا آخره زندگي
آچين و واچين تموم شد،عمر منم حروم شد
فهرست اصلی
نویسندگان
درد های من
دوستان
در کنج دلم داغ شده...
دردهای دیروز
طراح قالب
POWERED BY