وقتي از مادرم متولد شدم صدايي در گوشم طنين انداخت:


كه بعد از اين با تو خواهم بود 

 
به او گفتم كيستي؟  


 گفت:غم  


فكر كردم غم عروسكي خواهد بود كه بعدها با آن

 

    بازي خواهم كرد ولي بعدها فهميدم كه!!!!!!

 

    من عروسكي هستم در دستان غم  


 

نوشته شده توسط ستاره شب در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388 ساعت 18:5 موضوع | لینک ثابت