خاطره ها

یادته گفتی به من هرجا که باشی با منی

آخه قول داده بودی هیچ وقت دلم رو نشکنی

یادته با خنده هات زندگی میدادی به من

کاشتی یک روزی گل عشقو تو توی دل من

حالا اون گل نازنین خشکیده پژمرده شده

دل من بد جوری از دست تو آزرده شده

تنگه این دل واسه تو دل تنگیهامو یادته

واسه دردای تو بیقراریهامو یادته

نه یادت نیست تو دیگه فراموشم کردی گلم

این خیال خامه که دوباره برگردی گلم

من نمیدونم چرا این روزا خاطرات تو

داره به جنون غم میکشونه قلب منو

یادته گفته بودم بی تو پر از غصه میشم

چرا رفتی مهربون چرا نموندی تو پیشم

یادته نه یادته یه روزی عاشقم بودی

یه روزی مرحم زخم و بغض و هق هقم بودی

چی بگم خاطره ها ی تو تمومی نداره

آخه این قلب شکسته جز تو عشقی نداره

یادته عشقمونو رویــاهامونو یادته

اون همه آرزوها نظر و دعارو یادته

اون همه قول و قرار و قسماتو یادته

جمله ی دوستت دارم روی لباتو یادته

مگه میشه اون همه خاطره از یادت بره؟

مگه میشه قلب تو ساده از اینجا بگذره؟

یادته این آخرا دلت پریشون شده بود

خیلی با این دل خسته نامهربون شده بود

خیلی خستم نمیخوام خاطراتو مرور کنم

از دلم عشق تورو میخوام یه دنیا دور کنم

هر چی باشه میدونم تو دیگه هیچ وقت نمیای

خوب میدونم ستاره تو منو اصلا نمیخوای

اما باز عاشقتم بازم دلم هلاکته

جمله ی آخرمو که گفته بودم یادته؟؟؟؟


 

نوشته شده توسط ستاره شب در سه شنبه نهم تیر 1388 ساعت 11:51 موضوع | لینک ثابت